اینجا هنوزم تنها جاییه که میتونم راحت حرف بزنم
بخندم...گریه کنم...
اینجا کلبه ی دلتنگیهامه...
توی پست قبلیم نوشته بودم زندگی همینطور خوب پیش برو...اما انگار زندگی نمیخواد خوب پیش بره...
دقیقا فردای همون روز از موضوعی باخبر شدم که کل زندگیم و رویاهام بهم ریخت...
الان 6 ماهه که حالم خوب نیست... 6 ماهه دارم برای ترمیم رابطه تلاش میکنم اما اصلا موفق نیستم...
گه گاهی آرامش موقتی برقرار میشه اما خیلی زود همه چی بهم میریزه...
الان چند روزه قهریم...دلم براش تنگ شده اما ...چاره ای نیست جز سکوت و تحمل
باید ببینم خدا چی میخواد
من تقریبا مطمینم که اراده و خواست ما در روند زندگی نقشی نداره و این زندگی یک طرح از پیش تعیین شده است
خدایا... برام خوب بخواه...من خسته ام از رنج
برچسب:
نویسنده: سارا رحیمی